فردین کیست؟
در زمستان 1338 روزی او برای دیدن فیلمی وسترن به سینما رفته بود اما بلیت به او نرسید، گیشه بلیت فروشی بسته شد و او پشت در سینما ماند. در این حین اسماعیل کوشان که با چهره فردین در عرصه کشتی آشنا بود جلو آمد و وی را به داخل سینما دعوت کرد.کوشان به او پیشنهاد بازی در فیلم چشمه آب حیات را داد و فردین هم با آغوش باز پیشنهاد را پذیرفت.
بدین ترتیب فردین به عنوان یکی از هنرپیشهٔهای اصلی فیلم، اولین نقش حرفهای خود را در سینما بازی کرد.پس از آن فردین به کار سینما ادامه داد، بازی در فیلمهای فردا روشن است و فریاد نیمه شب به کارگردانی ساموئل خاچیکیان نقطه عطف کارنامه هنری محمدعلی فردین محسوب میشود، آثاری که توانستند عنوان بهترین و پرفروشترین فیلم سال را از آن خود کنند.
فردین با فیلم آقای قرن بیستم به شهرت رسید و در طی سالهای 1341 تا 1347 در اوج دوران کاری خود قرار گرفت.فردین در سال 1361 آخرین فیلمش با عنوان برزخی ها را بازی کرد وازآن به بعد اجازه بازیگری را از او گرفتند، با این وجود او حاضر به ترک کشور نشد.فردین در دوره اوج بازیگری خود موجب به وجود آمدن یک سبک به نام سبک فردینی شد که طرفداران بسیاری داشت.فردین کشتیگیر قابل بازیگر نامدار و شخصی نیکوکار بود.
فردین در فیلم گنج قارون
علی بیغم در گنج قارون به لحاظ تیپ و منش و روحیات از همان ریشه و تبار داشحبیب آقای قرن بیستم و حسن فرفره قهرمان قهرمانان بود. تماشاگر سینمای فارسی قهرمان دلخواهش را یافته بود؛ قهرمانی که با او همذاتپنداری میکرد و در زمانهای که فاصله طبقاتی با رشد و توسعه تهران و شهرهای بزرگ، گسترش مییافت، رؤیای شیرین آشتی طبقاتی بهشدت به مذاقش خوشمیآمد.
فردین در نقش علی بیغم در واقع ترکیبی از همه آنچه تماشاگر در چند فیلم قبلیاش دیده بود را ارائه میداد؛ مرد جوانی که خوشقلب، بامعرفت و البته فقیر است و نهتنها قارون (آرمان) ثروتمند را نجات میدهد که با فلسفه عامیانهاش مانیفستی صادرمیکند که تا سالها بهعنوان فرمولی طلایی در سینمای فارسی جواب میدهد.
از گنج قارون بهعنوان مهمترین فیلم سینمای عامهپسند یادشده و در میان عواملی که به فروش فوقالعاده و محبوبیت تکرارنشدنیاش یاریرساندند، فردین بیشترین نقش و سهم را ایفا میکرد. سینمای فردینی که منتقدان به تحقیر از آن بهعنوان سینمای آبگوشتی یاد میکردند، تماشاگرانی گسترده و ثابت یافت.
در میانههای دهه ۴۰، مردم قهرمانی را روی پرده سینما طلب میکردند که به خواستهها و نیازهایشان پاسخ دهد و چه قهرمانی بهتر از فردین که خوشسیما، خوشقلب و جوانمرد است و با زور بازو و اندام ورزیدهاش از پس مصایب برمیآید، به مال دنیا بیاعتنایی میکند و در عین حال ثروتمند و سعادتمند میشود؛ قهرمانی که مقابل طبقه ثروتمند کم نمیآورد و به نمایندگی از تودهها خوشبختی را هم تجربه میکند و هم با دوستدارانش به اشتراک میگذارد.

گنج قارون هم داشته باشی در آخر زیر خاکی.این جمله را شاید بارها شنیده باشیم که حاکی از بیوفایی دنیا دارد و اینکه دل به مال و ثروت نبندیم که در آخر باید همه چیز را بگذاریم و از این دنیا برویم.
در طول تاریخ ثروت اندوزان فراوانی بودند که با ظلم و ستم و اجحاف در حق دیگران برای خود مال و منالی بدست آوره بودند که در آخر به سرنوشت بدی دچار شدند.یکی از همین افسانه ها در باره قارون است که در زمان حضرت موسی میزیسته است.
بسیاری از افراد بوده اند که پس از آنکه ثروتی بدست آوردند ناگهان تغییر رویه و اخلاق دادند و از فامیل و دوستان جدا شدند و خود را تافته ای جدا بافته دانستند.سعدی میفرماید”چشم تنگ مرد دنیا دوست را.یا قناعت پر کند یا خاک گور.اما بسیاری نیز بوده اند که بواسطه ثروتی که داشته اند به کار خیر پرداختند و از افراد نیازمند دستگیری کرده اند.یکی از مشهورترین این افراد که نامش نیز در قصه ها و داستان ها آمده حاتم طایی است.
وقتی به سرگذشت برخی از افراد ثروتمند در سایت ها و کتابها و قصه ها برخورد میکنیم که حتی زن و فرزند خود را نیز فراموش کرده اند و به عیش و عشرت و کسب زراندوزی پرداخته اند.تاریخ سرشار از این حکایت هاست.حکایت افرادی که ثروتمند بوده اند اما عاقبت خوشی نداشته اند.
فردین در فیلم چرخ فلک
فیلم چرخ فلک با بازی محمد علی فردین در سال 1346 توسط صابر رهبر کارگردانی شد که نویسندگی این فیلم را نیز بر عهده داشت.
فیلم چرخ فلک داستان یک پسر فقیر است که از راه فروش سیگار و آدامس با مادر خود زندگی میکند و بر اثر فقر و نداری به اعمال خلافکارانه کشیده میشود.
فیلم چرخ فلک دارای 4 آهنگ بسیار زیبا بوده که با صدای ایرج خواننده معروف ایرانی خوانده شده و توسط فردین لبخوانی شده است.
فیلم چرخ فلک یک فیلم زیبا و دیدنی است که هنوز هم کاربران شبکه های اجتماعی با نمایش سکانس های برتر آن به جذب مخاطب میپردازند.

محمد علی یا ممل (مجید فریدفر) کودکی که به همراه مادرش زندگی سختی را میگذراند و همزمان با درس خواندن دستفروشی میکند؛ در جشن تولد دختر همکلاسی پولدارش از طرف پدر خواندهٔ دختر به گناه بی پدر بودن تمسخر و تحقیر میشود. پسرک وقتی برای تهیهٔ داروی مادر بیمارش پول کافی ندارد؛ ناچار به کمک گرفتن از فردی میشود که او را به راه کج و جیب بری و دزدی میکشاند.
این کودک سالها بعد در سن جوانی نشان داده میشود که به جرم جیب بری در زندان به سر میبرد(فردین). ممل پس از آزادی از زندان هم به دزدی ادامه میدهد تا این که بهطور اتفاقی با دختری روبرو میشود که همکلاسی دوران بچگی او بوده و دوستش داشته (آذر شیوا). ممل که برای قاچاق کردن مواد مخدر از سوی فردی که او را زمانی وارد دنیای بزهکاری کرده تحت فشار قرار دارد، با توصیه دختر، تصمیم میگیرد به زندگی شرافتمندانه بازگردد.
از اینرو در کارخانهٔ پدر خواندهٔ دختر به کارگری میپردازد. اما قاچاقچیها و دزدان دست از سر او برنمیدارند و باعث میشوند که او کارش را ازدست داده و چاره ای به جز همکاری در قاچاق مواد مخدر نداشته باشد. ممل بار دیگر نزد آنها برمیگردد ولی این بار در برابرشان میایستد و طی یک سلسله ماجرای فیلم فارسی و فیلم هندی وار، همهشان را گرفتار قانون میکند. در نهایت هم ممل هم به دختر دلخواهش میرسد و هم پدر گمشده اش نظام الملک که همان پدر خواندهٔ دختر است را میبخشد و همه با هم زندگی میکنند.
فردین در فیلم حاتم طایی
فیلم ایرانی قدیمی حاتم طایی
سال انتشار : 1345
کارگردان : محمدعلی فردین
بازیگران: محمدعلی فردین ، پوران ، همایون ، منصور سپهرنیا ،هوشنگ بهشتی ، محسن آراسته ، اکبر خواجوی ، هوشنگ سارنگ ، غلامحسین بهمنیار ، ایران قادری ، عبداله محمدی ، حسن رضیانی ، رستم خانی ، تبریزی
خلاصه داستان :
گوران خان تصمیم دارد پونه، دختر حاتم، را برای عباس خواستگاری کند. پونه با همکاری دختر عمویش شراره از پدر ده روز فرصت می خواهد تا جوان مورد علاقه اش را به او معرفی کند. روزی اتومبیل پونه و شراره در جاده از کار می افتد و آن دو از جلال آهنگر و شاگردش احمد تقاضای کمک می کنند. پونه و شراره با پوشش مردانه به کافه ی پاتوغ جلال می روند تا او را بهتر بشناسند و…

فردین در فیلم جهنم +من
فیلم ایرانی قدیمی جهنم+من
سال انتشار : 1351
کارگردان : محمدعلی فردین
بازیگران: محمدعلی فردین – پوری بنایی – یدالله شیراندامی – فرزانه تأییدی – داوود رشیدی – اکبر خواجوی – نازنین – منصور جهانشاهی – رضا عبدی – کاظم تهرانچی – محمدتقی کهنمویی
خلاصه داستان :
مسافران یک اتوبوس عازم مشهد می شوند تا زیارت و طلب آمرزش کنند. یک زندانی به نام تیمور (یدالله شیراندامی) که ژاندارمی مراقب او است باعث می شود که آن ها راه خود را در کویر گم کنند. تیمور ژاندارم را از پا درمی آورد و با اتوبوس می گریزد. او تنها کسی است که مسیر را می شناسد؛ اما اتوبوس بدون سوخت می ماند و تیمور در کویر سرگردان می شود. فریدون (محمدعلی فردین)، موسوم به موفرفری، بر سر تصاحب آب آشامیدنی با تیمور درگیر می شود و او را خلع سلاح می کند. میرزا (رضا عبدی) و همسر باردارش (نازنین) از تشنگی می میرد و ….
فردین در فیلم آقای قرن بیستم
آقای قرن بیستم فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سیامک یاسمی محصول سال ۱۳۴۳ است.
فردین در فیلم قهرمان قهرمانان
قهرمان قهرمانان فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سیامک یاسمی محصول سال ۱۳۴۴ است.
راننده ای جوان و خواهرش که در کاباره ای آواز میخواند تلاش میکنند پولی به دست آورده و برادر معلولشان را معالجه کنند. راننده در حادثه ای با زن جوانی آشنا شده و تدریجاً هر دو شیفتهٔ هم میشوند؛ ولی وقتی راننده پی میبرد که دختر از خانوادهٔ متمولی است چون امکان ازدواجش را با دختر بعید میبیند ترکش میکند. اما بعد وقتی درمی یابد که او ترتیب معالجهٔ برادش را دادهاست خود به دنبالش میرود.
فردین در فیلم خوشگل خوشگلا
خوشگل خوشگلا فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمدعلی فردین محصول سال ۱۳۴۴ است.
رانندهٔ یک تاکسی یک روز اتفاقی با دوستی از زمان خدمت وظیفهاش روبرو میشود. دوستش مشکلی دارد، او باید به اتفاق دو برادر دیگرش به خواستگاری سه دختر از یک خانوادهٔ متمول بروند ولی اکنون یکی از برادرها در دسترس نیست. به همین علت از رانندهٔ تاکسی تقاضا میکند که نقش یکی از برادرها را بازی کند، با این شرط که به هیچیک از دخترهای صاحبخانه کاری نداشته باشد.
غافل از اینکه دختر بزرگ خانواده برای سنجش میزان علاقهٔ خواستگارش به لباس مستخدمه درآمدهاست. نتیجهٔ این ملاقات و برخوردهای بعدی علیرغم همهٔ فراز و نشیبها ازدواج رانندهٔ تاکسی و دختر بزرگ خانواده است.
فردین در فیلم جهان پهلوان
فیلم جهان پهلوان فزدین مانند همه فیلم هایش در مایه های جوانمردی و انسانیت است.زنی بدنبال دختر گمشده اش وارد تهران شد اما با زرق و برق این شهر آشنا نبود.اکبر جهان پهلوان (فردین ) به او پناه داد و قول داد دخترش را پیدا کند.دختر در یک خانواده ثروتمند و با پدربزرگش زندگی میکرد و اکبر او را پیدا کرد و به او فهماند که مادری روستایی دارد.دختر از او کمک خواست اما پدربزرگش بشدت مخالف بود.پیشکار پدربزرگ که قصد ازدواج با دختر و بالاکشیدن ثروتش را داشت د ر این راه به جدالی سخت برخاست.

فردین را بهتر بشناسیم
محمدعلی فردین در 15 بهمن 1309 در پایینتر از دروازه دولاب تهران در یک خانواده متوسط به دنیا آمد.پدرش، علی گل نام داشت و در دوشانتپه، استادکار یک تراشکاری بود و علاوه بر آن به هنر بازیگری هم علاقه داشت. علی گل بعد از کار روزانه، به تئاتر تهران میرفت و در نمایشهای مختلف، بازی میکرد.
فردین از همان دوران کودکی بسیار زرنگ بود وبا بروبچههای محل بازی میکرد و برتریهای خود را به رخ هم سن و سال هایش میکشید.او عاشق شنا و نقاشی بود وقتی 7 ساله شد در مدرسه دقیقی ثبت نام کرد و تا کلاس سوم در همین مدرسه درس خواند. فردین دوره ابتدایی را تمام کرد و برای دوره متوسطه در دبیرستان آذر که در خیابان شاهآباد بود، ثبت نام کرد.او هر زمان که فرصتی به دست میآورد، انرژی خود را با شنا کردن تخلیه میکرد و هر وقت میشنید که قهرمانی در شنا سربلند کرده است، آرزو میکرد بتواند با او رقابت کند.

وی در همان دوران به عضویت باشگاه نیرو درآمد و لباس و وسایل ورزش را قسطی خرید.فردین روزها، بعد از مدرسه خود را به باشگاه نیرو میرساند تا ژیمناسیک تمرین کند، اما عشق او به پارالل و بارفیکس و دارحلقه و حرکات زمینی، خیلی دوام نداشت و وقتی در کنار خود وزنهبرداران را با عضلات پیچ در پیچ میدید، جذب وزنهبرداری شد .فردین 13 ساله که بود در سال 1322، همه وجودش را عشق به وزنهبرداری، قویتر کردن عضلات و مبارزه با هالتر پر کرده بود، در حالی که گمان میکرد، هیچکس در دنیا حریف او نخواهد بود.
روزی وقتی پسر بچهای هم سن و سال او ولی خیلی کوچک اندام و به ظاهر ضعیف، وزنهای سنگین تر از او را روی سر برد و وقتی تعجب شدید فردین را دید، او را به وسط تشک دعوت کرد تا قدرت واقعی او را ببیند.وی که تا آن زمان روی تشک نرفته بود، وقتی به دعوت حریف خود جواب مثبت داد، در یک چشم به هم زدن نقش زمین شد. چرا که همان حریف به ظاهر ضعیف، با فنی ظریف پشت او را به تشک دوخت.در این زمان فردین متوجه شد کشتی گرفتن با همه ورزشهای دیگری که تاکنون او دنبال میکرده است، تفاوت دارد. احساس میکرد کشتی، همان گمشدهای است که او سالها دنبال آن بوده است.
فردین از وزنهبرداری و هالتر جدا شد و به جمع کشتیگیران پیوست. در این جمع مردانی بودند که روی فردین خیلی تأثیر میگذاشتند.فردین با این هدف کشتی را شروع کرد که قهرمان جهان شود.وی به باشگاه نیرو و راستی رفت تا از امکانات بیشتر این باشگاه استفاده کند.باشگاه نیرو و راستی به همت منوچهر مهران تأسیس شد و فردین نخستین موفقیتهای خود را در باشگاه نیرو به ثبت رساند و در سال اول دبیرستان بود که در مسابقههای باشگاههای تهران به مقام چهارم وزن (63 کیلوگرم) رسید.
چندی بعد، در مسابقات دیگر قهرمانی باشگاهها که در محل سیرک تهران در خیابان فردوسی برگزار میشد، بالاتر از همه رقبا به مقام نخست رسید که نخستین موفقیت چشمگیر او به حساب میآید. بعد از همین موفقیت بود که برای اولین بار عکس فردین با دوبنده کشتی در روزنامهها چاپ شد و انگیزههای او را برای تلاش بیشتر و رسیدن به هدف افزایش داد. فردین در 18 سالگی و در سال 1327، به مقام اول باشگاههای تهران دست یافت و پس از آن به خدمت سربازی رفت.
در این مدت به عضویت تیم ارتش درآمد و کماکان به تمرین کشتی ادامه میداد.در سال 1329 محمد علی فردین با مهری خمارلو ازدواج کرد. فردین تا پایان عمر به همسرش وفادار ماند و حاصل این ازدواج چهار فرزند به نامهای سعید، سیاوش، عاطفه و آمنه بود.در همان دوران روزی اطلاعیه نیروی هوایی را از رادیو شنید که نیرو استخدام میکند و او که مدرک سوم متوسطه داشت و به تازگی ازدواج کرده بود، در صف متقاضیان قرار گرفت و به دلیل این که در باشگاههای ایران به مقام قهرمانی رسیده بود، پذیرفته شد.
فردین در آموزشگاه فنی نیروی هوایی مشغول تحصیل شد و در همان سال اول، مقام اول آموزشگاههای کشور را به دست آورد. جایزهای هم که به او دادند، یک پرچم بود که همیشه از آن به عنوان بهترین یادبود و نشان دوران ورزشیاش یاد میکرد.او در همان ایام در مسابقات قهرمانی باشگاههای تهران هم شرکت کرد و مقام اول را به دست آورد، اما دورخیز او برای حضور در رقابتهای المپیک بی ثمر ماند.

زمانی که خبر موافقت حضور تیم ملی در رقابتهای جهانی سال 1954 ژاپن( 1332 شمسی) منتشر شد، همه منتظر رویارویی فردین با عبدالله مجتبوی باتجربه بودند، البته علی غفاری هم هنوز در صحنه بود و یکی از مدعیان وزن پنجم به حساب میآمد.اما 2 حریف جدی و قدر او از حضور در مسابقات خودداری کردند.
عبدالله مجتبوی با اعلام این که بیمار است و قادر به شرکت در مسابقات انتخابی نیست و علی غفاری به دلیل مصدومیت از صحنه رقابتها کنار رفتند و فردین ، نبی سروری را که همان سال قهرمان کشور شده بود، برد و هم بر مقرب غلبه کرد و به مقام نخست وزن پنجم تیم ملی رسید و عضویت او در تیم ملی قطعی باشد.بسیاری از اعضای تیم ملی هم فکر نمیکردند، فردین در نخستین حضور جهانیاش بتواند به موفقیتی برسد، اما قدیمیترهایی مثل تختی به فردین روحیه میدادند و او را تشویق میکردند تا برای پیروزی بر رقبا از همه وجود مایه بگذارد.
فردین در دور اول به راحتی توانست نماینده فیلیپین را شکست دهد، اما در دور دوم مقابل حریف قدرتمند آمریکایی شکست خورد. در دور سوم نماینده آرژانتین را برد و به دور چهارم رسید.اوج کار فردین برتری در برابر کشتیگیر نامداری از سوئد بود؛ از معدود ستارههای تاریخ کشتی که هم در آزاد و هم در فرنگی از سکوی المپیک بالا رفته بود.وقتی داور در سوت خود دمید و پیروزی ضربه فنی نماینده ایران را اعلام کرد، کمتر کسی باورش میشد که پشت ستاره سوئدی به همین آسانی و با اجرای فن سگک و کلیدکشی همزمان، به تشک دوخته شود.
فردین در دور بعد با نماینده روسیه کشتی گرفت و به این حریف باخت. در این زمان چون فقط 3 نفر در جدول باقی مانده بودند و فردین برای کسب مقام دوم میبایست یک کشتی هم با کشتی گیر ژاپنی بگیرد اما او از آسیبدیدگی گوش رنج میبرد و تمایلی نداشت که در مبارزه آخر حاضر شود.اما کیومرث ابوالملوکی با او حرف زد و گفت: شاید هیچوقت چنین فرصتی برایت پیش نیاید که برای مدال نقره جهان مبارزه کنی. او علی رغم درد و شکستگی گوش روی تشک رفت و حریف ژاپنی را شکست داد و صاحب مدال نقره وزن 73 کیلوگرم جهان شد.
او سپس همراه با پهلوان عباس زندی، امامعلی حبیبی، مرحوم جهانبخت توفیق و تختی در آذر ۱۳۳۳ با دعوت فدراسیون کشتی سوئد به این کشور سفر کرد تا ضمن برگزاری مسابقات دوستانه، شگردهای شرقی را به کشتیگیران جوان این کشور آموزش دهند.در زمستان 1338 روزی او برای دیدن فیلمی وسترن به سینما رفته بود اما بلیت به او نرسید، گیشه بلیت فروشی بسته شد و او پشت در سینما ماند. در این حین اسماعیل کوشان که با چهره فردین در عرصه کشتی آشنا بود جلو آمد و وی را به داخل سینما دعوت کرد.
کوشان به او پیشنهاد بازی در فیلم چشمه آب حیات را داد و فردین هم با آغوش باز پیشنهاد را پذیرفت. بدین ترتیب فردین به عنوان یکی از هنرپیشهٔهای اصلی فیلم، اولین نقش حرفهای خود را در سینما بازی کرد.پس از آن فردین به کار سینما ادامه داد، بازی در فیلمهای فردا روشن است و فریاد نیمه شب به کارگردانی ساموئل خاچیکیان نقطه عطف کارنامه هنری محمدعلی فردین محسوب میشود، آثاری که توانستند عنوان بهترین و پرفروشترین فیلم سال را از آن خود کنند.
فردین با فیلم آقای قرن بیستم به شهرت رسید و در طی سالهای 1341 تا 1347 در اوج دوران کاری خود قرار گرفت.فردین در سال 1361 آخرین فیلمش با عنوان برزخی ها را بازی کرد وازآن به بعد اجازه بازیگری را از او گرفتند، با این وجود او حاضر به ترک کشور نشد.فردین در دوره اوج بازیگری خود موجب به وجود آمدن یک سبک به نام سبک فردینی شد که طرفداران بسیاری داشت.فردین کشتیگیر قابل بازیگر نامدار و شخصی نیکوکار بود.
او کلیه هزینه کفن و دفن جهان پهلوان غلامرضا تختی را تقبل کرد و در در دوره ای، دستمزد بازیگری اش را برای تهیه جهیزیه به یک دختر داد ،همچنین وی هزینه ساخت18 مدرسه را تقبل کرد که اینگونه نیکوکاری ها پس از درگذشت او مطرح و شناخته شدند.سرانجام فردین در فروردین ماه سال 1379 چشم از جهان فروبست و در میان سیل هنرمندان وهنردوستان وبا یک تشییع جنازه بی سابقه در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. اما بی شک فردین در دل ملت ایران تا سالها زنده خواهد ماند.روحش شاد ویادش گرامی باد.
