جیسون استاتهام کیست؟
جیسون استاتهام، متولد ۲۶ ژوئیه ۱۹۶۷، در شایربروک، دربیشایر، انگلستان، بازیگر، تهیهکننده و ورزشکار سابق بریتانیایی است که بیشتر به خاطر نقشهای اکشن پرانرژی، کاریزمای شدید و بدلکاریهای اصیلش شناخته میشود. او به یکی از شناختهشدهترین چهرههای سینمای اکشن مدرن تبدیل شده است.
استاتهام قبل از بازیگری، یک غواص حرفهای بود و بیش از یک دهه نماینده تیم ملی غواصی بریتانیای کبیر بود. او با رقابت در سطوح جهانی، نظم و انضباط بدنی و عزم راسخی را که بعداً شخصیت او را روی پرده سینما تعریف کرد، توسعه داد. در این مدت، او همچنین به عنوان مدل برای چندین برند مد، از جمله French Connection، کار کرد، جایی که ظاهر خشن او توجه گای ریچی، کارگردان فیلم، را به خود جلب کرد.
ریچی، استاتهام را در اولین فیلم خود با عنوان «قفل، انبار و دو بشکه باروت» (۱۹۹۸) به کار گرفت که به یک فیلم کالت تبدیل شد و حرفه بازیگری او را آغاز کرد. او در فیلمهای «قاپزنی» (۲۰۰۰) و «هفتتیر» (۲۰۰۵) دوباره با ریچی همکاری کرد و به خاطر شوخطبعی و تصویر یک مرد سرسخت مورد ستایش قرار گرفت.

موفقیت جهانی استاتهام با فیلم «ترانسپورتر» (۲۰۰۲) رقم خورد، جایی که او نقش فرانک مارتین، یک راننده حرفهای و مبارز ماهر که کاملاً از قوانین خود پیروی میکند را بازی کرد. موفقیت این فیلم منجر به ساخت دو دنباله شد و او را به عنوان یک ستاره اکشن پیشرو تثبیت کرد.
در طول سالهای بعد، استاتهام به یکی از چهرههای اصلی این ژانر تبدیل شد و در فرنچایزهای بزرگی مانند «کرانک» (۲۰۰۶)، «بیمصرفها» (۲۰۱۰-۲۰۱۴) و «سریع…» بازی کرد.
۱. جاسوس (۲۰۱۵)
جیسون استاتهام.
جیسون استاتهام: «آیا میخواهم جیمز باند بعدی باشم؟ قطعاً»
استاتهام در کمدی دستی داشت – مجموعه فیلمهای کرانک اساساً کمدیهای اسلپاستیک با نوشیدنیهای انرژیزا هستند و او در بازسازی پلنگ صورتی استیو مارتین در سال ۲۰۰۶ نقشی کوتاه دارد – اما این فیلم جاسوسی جذاب پل فیگ اولین فیلمی بود که به او اجازه داد واقعاً به دنبال آن برود. نتایج شگفتانگیز است.
استاتهام در نقش ریک فورد، مامور سیا، یک باندِ خیرهچشم و لافزن است، آنقدر عصبانی که تحلیلگر ترسو، ملیسا مککارتی، در میدان نبرد مستقر شده است که در حالی که دستاوردهای مامور مخفی خود را با غرور تعریف میکند، بمبهای لعنتی را همه جا پخش میکند: «من به اندازه کافی میکروچیپ قورت دادهام و دوباره آنها را بیرون ریختهام تا یک کامپیوتر بسازم!». او غر میزند. او با هیجان میگوید. او غر میزند. و او همچنان متقاعد است که آژانس یک دستگاه Face / Off کاملاً کارآمد دارد. بازی در تمام آن فیلمهای ژانر سرقت بالاخره نتیجه داد: استاتهام فیلم را میدزدد/

فیلم گاوصندوق
گاوصندوق (۲۰۱۲)
این فیلم مهیج نیویورکی، کلیشهایترین صحنهپردازیها را دارد: یک دختر جوان چینی در خیابانها گم شده و تنهاست، و توسط گروه سهنفره و پلیسهای فاسد تعقیب میشود. دختر بیچاره هیچ شانسی ندارد، مگر اینکه با یک مرد بیخانمانِ خودکشیخواه با گذشتهای مبهم روبرو شود که ناگهان متوجه میشود چیزی برای زندگی کردن دارد.
جیسون استاتهام در نقش یک ولگرد انتقامجو که تمام دنیای زیرزمینی نیویورک را به چالش میکشد، به خودی خود میتواند یک فرضیه وسوسهانگیز باشد، اما اضافه کردن چنین رابطهی مرکزی شیرینی – و برخی سکانسهای اکشنِ بهطرز چشمگیری سریع – این فیلم را به کاملترین و پراحساسترین فیلم او تبدیل میکند.

۳. کرانک (۲۰۰۶)
برای موفقیت این فیلم قهرمانانه و پوچ، به یک ستاره کاملاً متعهد و با قابلیت بدلکاری نیاز بود و استاتهام تمام تلاش خود را میکند. به قاتل حرفهای، چِو چِلیوس، سمی تزریق شده است که اگر نتواند آدرنالین تولید کند، ظرف یک ساعت او را خواهد کشت: از مجموعهای از برخوردهای هیجانانگیز، از بالا کشیدن مواد مخدر از کف کثیف حمام گرفته تا رابطه جنسی در فضای باز با گریم در وسط خیابان، که به تدریج شدت میگیرد.
کرانک فیلمی بسیار خشن و اغلب کودکانه است، اما شتاب دیوانهوار خود را تا آخرین لحظه حفظ میکند، با صحنههای دلخراش آویزان شدن جیسون استاتهام از در هلیکوپتر بر فراز لسآنجلس که حتی ممکن است تام کروز، جسورترین شخصیت هالیوود، را هم به واکنش وادارد: نه، خیلی خطرناک است.
۴. قاپزنی (۲۰۰۰)
گای ریچی پس از دادن نقش برجستهاش در فیلم «قفل، انبار»،جیسون استاتهام را برای فیلم بعدیاش که به همان اندازه پیچیده بود، به خدمت گرفت. او همچنان در فضایی پر از آدمهای جواهرنشان و آدمهای بیعرضه و کمرمق فعالیت میکند. با وجود جذب استعدادهای آمریکایی – به ویژه برد پیت – که توجهها را به خود جلب میکنند، او اساساً نقش اصلی را بازی میکند، یک برگزارکنندهی مسابقات بوکس کوچک که مجبور به ورود به دنیای تاریک تبانی شده است.
تنها چند سال بعد، مخاطبان ممکن است انتظار داشته باشند که جیسون استاتهام به سادگی هر کسی را که سر راهش قرار میگیرد، شکست دهد، اما دیدن اینکه او مجبور است به تنهایی با تکیه بر هوش و ذکاوتش زنده بماند، به همان اندازه سرگرمکننده است.

۵. مکانیک (۲۰۱۱)
قرار دادن جیسون استاتهام در بازسازی یک فیلم قدیمی چارلز برانسون کاملاً منطقی است: هر دو با بازی در نسخههای مختلف یک الگوی توانمند، حرفههای موفقی را برای خود ساختند و طرفداران وفاداری را جذب کردند که دوست دارند بدانند چه چیزی نصیبشان میشود.
جیسون استاتهام، به عنوان یک قاتل آزاد و دقیق که در تصادفی جلوه دادن قتلهایش تخصص دارد، در این فیلم هیجانانگیز دست کم گرفته شده، صحنههای روشمند زیادی را به تصویر میکشد و وقتی با شاگرد عصبیاش، بن فاستر، جفت میشود، بسیار جذاب به نظر میرسد. این همچنین مانند نقطهای است که استاتهام کنترل کامل تصویر خود را بر روی صفحه نمایش به دست میگیرد و با لباسهای بافتنی ضخیم و یقه اسکیهای لوکس، که اکنون ظاهر امضای اوست، در نیواورلئان آفتابی گشت میزند.
۶. فیلم سریع و خشمگین ۸ (۲۰۱۷)
کاریزمای او در سریع ۷ به همین شکل بود، دکارد شاو، شخصیت منفی مستقل جیسون استاتهام، خود را به عنوان یک شخصیت مثبت در بزرگترین مجموعه اکشن مدرن یافت، در حالی که دشمنی مداوم او با دواین جانسون قدرتمند به اندازه کافی سرگرم کننده تلقی میشد تا ساخت اسپینآف قریبالوقوع آنها، سریع، را توجیه کند.

۷. بلیتز (۲۰۱۱)
در این داستان جناییِ بهطرز تأثیرگذاری تاریک و غمانگیز در لندن، برانت، هولیگانِ ترسناک با بازی جیسون استاتهام، در حالِ حمله به یک باند خیابانی با چوبِ پرتابی معرفی میشود. ظاهراً او همچنین قهرمان داستان است: یک کارآگاهِ کجخلق که – حتی وقتی با پدی کانسیداینِ معروف همکاری میکند – سبکِ تحقیقاتیِ منحصربهفرد و آتشینی دارد. این موضوع به آنها کمک میکند که یک بیمارِ لاغر (آیدان گیلن) را برای تفریح به قتل میرساند. عدالتِ کوبنده لازم است و برانتِ مغرور، با اعتماد به نفسِ فراوان، آن را اجرا میکند. یکی از خبرچینهایِ ترسو میپرسد: «نمیخواهی یادداشت برداری؟» جیسون استاتهام غر میزند: «قیافهام شبیهِ مداد شده؟»

۸. مگ (۲۰۱۸)
جیسون استاتهام با وجود هیکل عضلانی و ترسناکش و سری مثل لامپ، همیشه با ظرافت فیزیکی غیرمعمولی حرکت کرده است. شاید این موضوع به دلیل غواصی در ارتفاعات پایین او باشد (او نماینده انگلستان در بازیهای کشورهای مشترکالمنافع در سال ۱۹۹۰ بود). سهولت محسوس او در عبور از آب، به این فیلم پرفروش تابستانی که در آن تیمی از دانشمندان مضطرب با یک کوسه غولپیکر ماقبل تاریخ مبارزه میکنند، کمی باورپذیری میبخشد. نتیجه کلی ممکن است کمی متلاطم باشد، اما جیسون استاتهام در نقش یک زیردریایی مصمم که تقریباً به اندازه مگالودون دندانهایش را نشان میدهد، هرگز از استحکام کمتری برخوردار نیست.

۹. مرغ مگسخوار (۲۰۱۳)
جیسون استاتهام اگر یک کلاهبردار نبود، هیچ چیز دیگری نبود. پس از فیلم «ترانسپورتر»، یک دهه پرکار از فیلمهای هیجانانگیز اکشن از راه رسید که به تثبیت برند او در فرهنگ عامه کمک کرد: یک نزاعگر خشن با یک ضربه رو به جلوی سنگین. سپس او یک چرخش تند به سمت درام داشت. داستان نویسنده / کارگردان، استیون نایت، درباره یک کهنه سرباز بیخانمان ارتش که شانس دوبارهای در دنیای زیرزمینی لندن پیدا میکند، کمی اغراقآمیز است – استات عاشق یک راهبه میشود – اما نشان داد که این آدم سرسخت، به طرز شگفتآوری جنبه ملایمتری هم دارد. (البته این عنوان ظریف در ایالات متحده جایی نداشت، جایی که به «رستگاری» تغییر نام داد.

۱۰. ترانسپورتر (۲۰۰۲)
اصلیترین و بهترین فیلم از این مجموعه. اولین تجربه جیسون استاتهام به عنوان یک ستاره اکشن مستقل، او را در نقش فرانک مارتین، رانندهای کت و شلواری با یک بیامو مشکی بینقص و مجموعهای بسیار خاص از قوانین، به کار گرفت. اما زمانی که فرانک دستکشهای رانندگیاش را درآورد تا با یک مشتری متخلف برخورد کند، جیسون استاتهام واقعاً نشان داد که مهارت (و ضربات، و ضربات پا و ضربات سر) را دارد. در یک صحنه مبارزه طولانی در گاراژ اتوبوس که در حد جکی چان است، فرانک بدن موجدار خود را در روغن موتور میمالد تا با ارتشی از نوچهها روبرو شود و در حالی که جمجمهها را میشکند، از چنگ آنها فرار کند).

سرقت از بانک (۲۰۰۸)
پس از سرقت ایتالیایی، یک سرقت دیگر: با الهام از غارت واقعی شعبه خیابان لویدز بیکر در سال ۱۹۷۱. فروشنده خودرو جیسون استاتهام توسط عشق قدیمیاش، سافرون باروز، به این کار ترغیب میشود، غافل از اینکه همه اینها بخشی از یک نقشه بزرگتر است.جیسون استاتهام به جای مشت زدن، نگاههای اخمو به او میاندازد، اما در لباسهای دهه ۱۹۷۰ عالی به نظر میرسد.

پارکر (۲۰۱۳)
مانند لی ماروین و مل گیبسون پیش از او، جیسون استاتهام در نقش پارکر، جنایتکار حرفهای آبرومند، مخلوق سرسخت نویسندهی عامهپسند دونالد وستلیک، ظاهر میشود. این داستان سرقت شاد دربارهی شخصیتهای مشکوک، ارزشش را دارد که جنیفر لوپز را در حالی که خود را به عنوان یک مرد نفتی تگزاسی جا میزند، با استتسون، مجذوب خود کند.

